تبليغاتX
یه جوجه معلم


یه جوجه معلم

خاطرا ت





















از دیشب که فهمیدم شیراز دانشگاه آ‌زاد نداره و به هر صورت آش کشک خالمه حق دیگرون خوردمو مجبورم دو سال دیگه هم تو تربیت معلم عمرمو هدر بدم

یه ریز اینطوریم  کلافه

بابا من نخوام معلم شم باید کیو ببینم

چرا هیشکی نمی فهمه من چی میگم؟؟؟

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:17 توسط نیتو| |

فک کنم تو کتاب نرگس خوندم نمیدونم از کیه!!نوشته بود:آسمان تیره چیزی نیست جز ابرهای زودگذر 

کاش ما هم اینطوری به ناراحتیا و مشکلامون نگاه میکردیم

عجب شبی بود:صداي بارون و آهنگ داريوش و گريه خانوم معلم كه به قول خودش به نهيليسم رسيده اون شب تولدش

واقعا نفهميدم چش بود فقط انقد دلش گرفته بود كه ديگه نميتونست جلو اشكاش و بگيره

ديوونه ازش بعيد بود اونطور گريه

البته بعدش معلوم شد هر كردوم از بچه تو همين يكي دو روز به يه بهونه اي يا آشكارا يا تنهايي گريه كردن حتي تي تي

 انگار همه يه جوري شدن نمي خوام حرفاي تكراري بزنم ولي اي كاش.....

بيخيال فردا از طرف دانشگاه داريم يه هفته اي ميريم اردو مشهد ،در واقع يه دفعه جور شد و امام رضا خودش طلبيد  و اسم همه بچه هاي اتاق تو قرعه كشي دراومد

اميدوارم برعكس همه حدسايي كه ميزنيم اونجا خوش بگذره اتفاق خاصيم نيفته 

ايشالا روحيه همه عوض شه 

ايشالا دعاهاي همه مستجاب شه

اونجا برا همتون  دعا ميكنم ايشالا دل هيشكي ابري نباشه

حلالم كنين

 

 

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:5 توسط نیتو| |

به قول یه مفقود الاثری:هه روله بی کسم نیتو

ای نیتوی مظلوم

ای نیتوی مهلبون

بشکنه این دست که نمک نداده

چقد ساده بودم من

وای خدا یعنی واقعا بعضیا چقد میتونن بی معرفت و نامرد باشن

بذار بگم چی شده"چن روز پیش که من میرم بیمارستان پیش مامانم دو تا نامردا نارفیق (خانوم معلم و نرگس)پا میشن تپ تپ میرن بیرون و پیتزا میخورن تهنایی 

اونم کجا؟؟؟

عفیف آباد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعدم که میپرسم بیرون رفتین؟با کمال وقاحت اس ام اس میدن که

تازه دل من از یه چیز دیگه آتیش گرفته اونم اینکه خانوم دزفولی که سر یه پفک منو کچل میکنه پولشو حساب کرده

دیگه واقعا نمیدونم چی بگم

اینم منم که قهر کردم باهاشون جدی !

سگ تو روحشون........


نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 11:55 توسط نیتو| |


Design By : Night Skin