تبليغاتX
یه جوجه معلم


یه جوجه معلم

خاطرا ت





















هفته قبل تو عروسی به اون شلوغی یه دختر خیلی  ناز و شیک از دور به اسم صدام زد

-به جا نمیارم خانمی؟؟

-همونطور که می خندید و دستامو گرفته بود گفت بچه زرنگ کلاس حق داره تنبلارو یادش نیاد!!!

-یاسی(یاسمن)؟؟

یکی از همکلاسیای  دوران راهنماییم ،یه ساعتی باهام حرف زدیم کلی از خاطرات اون موقع ها واسم زنده شد،یه ریز می خندیدو می رقصید گاهیم ادای بقیه رو در می اورد حتی من....طوری که تابلو شدیم

آخر سرم ازم شماره  گرفت و گفت :از همین حالا بگم هیچ بهونه ای قبول نمی کنم واسه مراسم نامزدیم باید بیای!!مطمئنم خوش میگذره

الان چند ساعتی هست که از خونه یاسی برگشتم

نامزدی نبود، مراسم خاکسپاریش بود( تصادف)

دارم خفه میشم  نمی فهمم ،نمیتونم باور کنم یعنی اونی که چن روز پیش دیدم حالا دیگه زنده نیست

کاااااااااااااااااش بعد چن سال اصن ندیده بودمش،کاش از زندگیش ناراضی بود،کاش عید بعدی نامزدیش نبود،کاش  تک فرزند خونه نبود

وای خدا مامان بدبختش .........

چقد واسه آینده برنامه داشت،چقد شاد بود،چقد ناز بود،بابا بخدا اول جوونیش بود

خدایا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 کس نمی داند کدامین روز می آید                 کس نمی داند کدامین روز میمیرد!!!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 23:18 توسط نیتو| |

این هفته یهو همه ادبیاتیا متفق القول شدیم که همیجوری عشقی وسط امتحانای میان ترم یه تعطیلی توپ ده روزی به خودمون بدیمو و بریم خونه

این خبر که پخش شد مسئولای دانشگاه طفلکیا دارن به هر دری میزنن که نذارن یه همچی بی انضباطی هایی تو دانشگاه باب بشه اونم از طرف بچه های ادبیات که پرونده هاشون تو همه زمینه ها سیاهه!

از جمله اقدامات و تهدیدات ریز مسئولین:

نصب اعلامیه های مختلف در گوشه و کنار دانشگاه(نمونه بالا)

سخت گیری سرپرستا و ندادن خروجی بیش تر از سه روز

هشدارهای استادا واسه رد کردن غیبت و حذف واحد

تهدید به گذاشتن اخطاریه رو پرونده انضباطی

تغییر دادن و فشرده کردن برنامه امتحانای پایان ترم

ندادن تعطیلات میان ترم

برپا کردن مراسم شب شعر رشته ادبیات اونم درست موقعی که خودشون نیستن

 محروم شدن ار فستیوال بین المللی ادبیات و زبان شناسی

و خلاصه کلی از این جینگیلک بازیا

البته شما پیش خودتون فک نکنین که اینجا تربیت معلمه و رعایت یه سری قوانین الزامیا نه بابا از این خبرا نیست که!!!

یه وقتم واستون سوءتفاهم نشه که ما واسمون مهم نیستو خدایی نکرده الان داریم بدون خروجی میریمو و کلیم حال میکنیم که داریم می جلزونیمشون

ابدا!!

ادبیات و بی نظمی!!

تازه ما اینقد متنبه شدیم قسم خوردیم که دگر تعطیلی نرویم بجز این هفته و هفته دگر

اصنم که دیگه قصد نداریم از 17-28 دی واسه میان ترم بریم خونه چه معنی داره این کارا؟؟!!

تازشم میخوایم از خونه که بر گشتیم،مستقیم اول خودمون مثه بچه های خوب یه سر بریم هسته گزینش و به گناهمون اعتراف کنیم و از درگاهشون طلب توبه

 بعدشم بیام جبران این ساعتایی که میتونستیم کسب علم کنیم اما خونه با خوردن و خوابیدن و  خوش گذرونی و عروسیو کلی از این کارای بد بدی که اصن در شان یه خانوم معلم نیست به بطالت گذروندیم، کلاس جبرانی برداریم

البته منو که میدونین که اصن نمیتونم از اینجا دل بکنم ولی خوب خونه هم گناه دارن دیگه طفلکیا خییییییییلی دلشون واسم تنگ شده واسه همین امروز میرم خونه ولی فقط به این امید زنده م که ده روز دیگه برمیگردم

هووووووووووووم پس مجبورم تحمل کنم تعطیلیو ،غذاهای خونه و مهمونای ریز و......

 "چه می شود کرد؟!

 سرنوشت از من پر زورتر است!!

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 14:56 توسط نیتو| |


Design By : Night Skin