یه جوجه معلم
خاطرا ت
خلاصه دوس داره یه چیزی بگه !!! گاهیم ترجیح میده که فقط سکوت کنه والبته نه به سادگی،ولی با سکوت رد شه این یه مدت سکوت و امتحان کردم البته مجبور شدم شایدم تسلیم شدم چون نمیدونستم از کجا بگم به کی بگم ، اصن چرا بگم؟؟؟وقتی اطرافیات حرفتو نمی فهمن و به ناشکری و نفهمی و گاهیم به لوس وبچه بودم محکومت میکنن واقعا فک میکنم سکوتم عاقلانه س وقتی حتی خودم افکارو رفتارم با هم تناقض دارن!!!! ولی دیگه خسته شدم تصمیم گرفتم حرف بزنم بگم،هرچی، از هرجا، فقط دیگه نمیخوام سکوت کنم شاید خیلی از جمله ها کسی نفهمه چی میگم ولی فقط هدفم اینکه به قول معروف نذارم کودک درونم بمیره نمی خوام قاطی زندگیه بزرگترا شم نمی خوام مثه اونا فک کنم میخوام بگم از دیونه بازیام از افکار مسخره م شاید اروم بشم همین!! البته یه چن بار تصمیم گرفتم که یه جای دیگه بنویسم که کسی منو نشناسه ولی به دلایلی فعلا همین جام و خوشحالم که اینجارو دارمو دوستش دارم ...................................................... راستش مدتیه زندگیم با این که خیلی خلوته و سوت و کور!!با این که تقریبا تنهام ولی خیلی شلوغه اونقد کار دارم که واقعا وقت کم میارم ،فرصتی برای فکر کردن و به خودم رسیدن و ندارم یا بهتره بگم خودم همچین فرصتی به خودم نمیدم چون احساس میکنم با یه سال یا حتی چن ماه پیش یه دنیا تغییر کردم خوب و بدشم نمیدونم فقط دیگه خیلی اون ادم قبلی نیستم مهمترینش اینکه خانوم معلم شدم سر کلاس خیلی جدی و سخت گیر که گاهی خودمم باورم نمیشه این منم ولی تو خونه هنوز لوس وشیطونم یه دو شخصیتی به تمام معنا ولی معلوم نیس تا کی اینطوری میمونم روزا و هفته هام خوب یا بد،فقط داره میگذره تازه گذرشم اگه توجه کنم می فهمم!!! در کل انگار زیاد اهمیتی نداره برام و برخلاف ظاهرکه باید کلی هدف تو زندگیم داشته باشم ، فعلا فقط میخوام زمان بگذره نمیدونم این حالت خوبه یا بد؟! نمیدونم چه احساسی باید داشته باشم فقط می دونم "این روزها که می گذرد شادم... شادم که می گذرد این روزها..." تند یا کندشم زیاد فرق نداره فقط نمی خوام زمان برام وایسه!!!( یعنی نمی خوام زندگیم عادی شه نمیخوام به روزمرگی برسم البته اگه تا الان نرسیده باشم) پس از این به بعد احتمالا بازم میام یعنی هر وقت دوس داشتم حرف بزنمو گوشی برای شنیدن و یا شاید بهتر بگم "فهمیدن "حرفام پیدا نکردم!!!! شاید اینجوری لااقل یه کم از این یه ریتم بودن در اومدم فعلا عجب تابستونی شد امسال!!!به قول خانوم معلم "قربون خدا برم،یه لحظه مارو بیکار نمیذاره" حسابی شلوغم اصن نمی فهمم چطو این هفته ها میان میگذرن چقد برنامه داشتم واسه خودم... سنندج که نتونستم برم هیچ،تو این دو قدم راه نرگسم اومد شیراز نشد برم ببینمش(دلم براشون خیلی تنگ شده وجدانا این مدت شدم نیتو نق نقو ولی الان حس نق زدنم ندارم فقط اومدم بگم بابا الکی به من می توپین !!به جون امام محمد باقرم من بی معرفت نیستم خفن و خلافم نشدم اصنم مشکوک نمیزنم فقط فرصت نمیکنم بخدا همین !!!! مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم . . . باشد برای روز مبادا!!!!(قیصر امین پور) همه چیز ساکن است جز عقربه ساعت روی دیوار.. وای که چه روزای حوصله سرکنیو دارم میگذرونم ... نمیدونم چیکار کنم؟برنامه خاصی واسه زندگیم ندارم همیجوری بی هدف علاف میچرخم واسه خودم حقم دارما!!اون از دانشگاه که نرفته تموم شد و حالام موندم ادامه ش و کجا برم کدوم دانشگاه؟ اونم از مثلا کارم که هنوز شروع نشده بهش فک میکنم اصن حوصلشو ندارم و معلوم نیس دو ماه دیگه کدوم خراب شده ای باید بندازنم و چه بدبختیایی که نباید تحمل کنم در کل با وجودی که هنوز خونه بند نشدم ولی واقعا حوصله م سر رفته بدبختی اینه که مثه پارسال دلم به شروع سال تحصیلی جدیدم خوش نیس که برم دانشگاه ،خوابگاه،پیش بچه ها... ولی دیروز که بانرگس حرف میزدم حرف جالبی زد گفت "خب طبیعیه فارغ التحصیل شدی کار خاصی نداری حس پوچی میکنی ولی یه لحظه فک کن اگه قرار نبود از مهر بری سر کار اون وقت چه حسی داشتی؟؟!!پس برو خدا شکر کن که جای اونایی نیستی که درساشونو تموم کردن و امید شغلم ندارم ..." البته حرف حق جواب نداره ولی بازم از این زندگی یه ریتم حوصلم سررفته ناجور دلم تنوع میخواد ۸ ۷ . . . ۳ ۲ ۱ بوووووووووم تموم شد دو سال!!!!! باور نمیشه که داره واسه همیشه تموم میشه فک میکنم داریم میریم تعطیلات و دو باره برمیگردیم ولی کاش اینطور بود!! کاش... نمیتونم بگم چه حسی مزخرفی دارم از یه هفته پیش یواش یواش گریه هامون شروع شده بود ولی از دیشب که داریم وسایلمونو جمع میکنیم دیگه اساسی بغض همه ترکیده حتی با گفتن ساده ترین کلمه هایی که همیشه باهاش کلی می خندیدیم حالا اشکامون سرازیر میشه اشکایی که انگار نمی خواد تموم شه داره خفه م میکنه. لعنت به ای زندگی!!! جا مانده است چیزی جایی که هیچ چیز دیگر هیچ گاه جایش را پر نخواهد کرد!!!(حسین پناهی)
گریه کنه .





![]()
![]()

![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


